نوبت دکتر رسيد....
سلام کوچول موچولوي مامان
بالاخره امروز نوبت دکترم شد و منم تمام آزمايش هايي که تو دوران بارداري داده بودمو
جمع کردم و صبح زود با بابايي رفتيم به سمت بيمارستان وليعصر دو ساعتي هم تو ترافيک
موونديم تا رسيديم...![]()
وقتي رفتم بخش زنان خانوم منشي گفت که برو اتاق معاينه تا معاينه بشي خلاصه منم
رفتم و چند تا خانوم اونجا وزن و اندازه رحم و ضربان قلب و فشار خون منو چک کردن الهي
قربون صداي قلبت برم بعد يه ماه و نيم دوباره شنيدم به قول بابا جون ميگه صداي قلبت
دخترونه ميزنه و.. ريتم داره ![]()
بعدش هم تمام آزمايش ها رو ضميمه پرونده کردنو بهم يه سري جزوه آموزشي دادند...
خانومي تو دل مامان از فرصت استفاده کن و تند تند بخور ديگه ...خانومي که اندازه رحم رو
ديد گفت جنينت نسبت به ماهت به نظر کوچولو مياد و خودت بيشتر چاق شدي و اضافه
وزن داري!!!!![]()
واااي خدا کي مي خواد بعد زايمان اين همه لاغر بشه...
و بعدشم محاسبه کرد
وگفت الان تو هفته 32 هستي...
بعد از معاينه براي ما خانووماي تپلي و شکم گنده کلاساي دوران بارداري و مراقبت از
جنين گذاشتن خيلي خوب بود ويه خانوم خوش اخلاق راجع به تغذيه درست
تو بارداري و نظافت بارداري صحبت کرد منم سوالامو ازش پرسيدم و راهنماييم کرد ...![]()
خلاصه خيلي از بيمارستان و کادرش خوشم اومد و استرسم کمتر شد .
بعد از تموم شدن کلاس هم نوبت دکترم شد و خانوم دکتر پروندم رو کامل ديد و دوباره
تستاي غربالگري رو چک کرد و گفت خدا رو شکرمشکلي نداري...![]()
فقط کمي کمبود آهن داري که قرص آهنمو زياد کرد..
خانوم دکتر اوره اي هم يه دکتر مهربون و جووني بود و معلوم بود تحصيل کرده و با تجربست![]()
يه سونو هم براي دخملي نوشت و گفت تو سونو دقيق تر ميشه فهميد جنين چند وقتشه
و چقدر رشد کرده ...
و بعدش با بابايي که چند ساعتي بيرون از بخش زنان منتظر ماماني
نشسته بود
رفتيم بخش سونوگرافي ولي سرشون شلوغ بود و براي شنبه
بهم وقت داد.
انشاالله شنبه خانووم کوچولومون رو دوباره مي بينيم ![]()
دکتر اوره اي هم براي دو هفته ديگه دوباره گفت برم و معاينه بشم...
کوچولوي مامان بيشتر بخور که تپلي بشي قشنگم ![]()
خدا جون مواظب کوچول موچولي ما باش


نوبت دکتر رسيد....
شکوفه